نادر ابراهیمی
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

به راستی که چه درمانده اند آنها که چشم تنگشان را به پنجره های روشن و آفتابگیر کلبه های کوچک دیگران دوخته اند ....

و چقدر خوب است که ما هرگز خوشبختی را در خانه همسایه جستجو نکرده ایم

 

 


 
با مادرم همراه....
ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

نام کتابی است که این روزها سرگرم مطالعه اش هستم، البت با وقفه ای طولانی از اولین باری که چند فصلش را خوانده ام، و توصیه میکنم هر زنی که رویای مادر شدن دارد و در سر میپروراند که برای کودکانش از قصه زندگی خود سخن براند حتما به سمت این کتاب برود، به قلمی بس زیبا آنگونه که خود را به جای شخصیت های کتاب میشود گذاشت نگارش شده است و صد البته که از خانم سیمین بهبهانی انتظاری جز این نمیرود.


 
سید علی صالحی
ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

آرزو کن که آن اتفاقِ قشنگ بیفتد
رویا ببارد
...
قند باشد
بوسه باشد
و خدا بخندد، به خاطرِ ما

 


 
اینجا تهران است که در باد میپیچد
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

تمام شهر از بالا به پایین
و از پایین به بالا برق رفته

نمی بینم ستاره در سماوات
از اینجا تا ثریا برق رفته

اگر دارند چادر برق رفته
اگر دارند ویلا برق رفته

ندارد فرق دارا با ندارا(!)
عدالت را! چه زیبا برق رفته

اینجا تهران است، دوازدهم خرداد ماه یکهزار و سیصد و نود و سه خورشیدی، طوفانی بی سابقه که همه چیز را در هم تنید و کارنامه اش تنه های تنومندی که سر به فلک داشته اند و اکنون به فرش خمیده شده اند و افرادی که زندگی را بدرود گفته اند، خدایا در عرض چند ثانیه چه میشود که اینگونه .....

داشتم میرفتم بیرون که به راننده تاکسی گفتم مسیرتون از این خیابونه اونم گفت بشین خانم میرم اما یه بارم که قرار بود ما یه سره برسیم به مقصد همچین که پیچیدیم تو خیابون با این منظره مواجه شدیم و خیابون بسته بود، اینم از اقبال ما، یه پاهام گفتم نوبت شماست که خودی نشون بدید و راه افتادم اما چند قدم که رفتم گفتم بذار این تصاویر رو ثبت کنم و تا خود مقصد در راه با خودم فکر کردم به خاطر این طوفان نظم شهر به هم ریخته، زلزله رو نصیب ما نکن که چه فاجعه ای به بار میاد، نا خودآگاه فیلم چند سال پیشی که از تلویزیون پخش شده و مورد اعتراض عده ای قرار گرفته بود از جلوی چشمام رد میشه و دعا میکنم که نشود، نه، نشود....

خدایا سرزمینم را از یلایا و آسیبهای طبیعی در امان بدار.


 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
 
برداشت اول
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

 
به نام او که بلندیش نزدیک است و نزدیکیش لطیف

الهی به عرش و به فرش و به کرسی

شش چیز برای ما فرو فرستی

ایمان و امان و تندرستی

علم و عمل و خداپرستی

هر روز صبح که از در پامونو میزاریم بیرون، این رو زمزمه میکنیم و ایمان داریم که خدای بزرگ حواسش همیشه به ما هست....

اینجا محراب مسجد ایاصوفیاست، سفری که با پای دل رفتم برای دیدن شهر کافه ها در حوالی همین روزها، چه زود چهار سال گذشت و فقط یادش به خیری مانده که هرگاه مرورش میکنم لبخندی بر لبانم مینشیند، به زودی مینویسم از تجربه سفر به شهری با دنیایی از صندلیهای کنار خیابان که هر جا میلت کشید میتوانی بنشینی و نفسی تازه کنی.