مسابقه عکاسی گلستان
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ مهر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

تلفنم که زنگ میخوره چشمااام برق میزنن، کسی که پشت خط میگه از موسسه مطالعات منظر پایدار  تماس میگیره و ته دلم میگم حتما مسابقه عکاسی برنده شدم و همینطور هم بود، برای مراسم در باغ موزه قصر دعوت شدم، تا قطع میکنه زودی زنگ میزنم به کامیار :" الو کامیار سلام، من مسابقه گرگان برنده شم"، کامیار و من با هم این مسابقه رو شرکت کردیم و کلی خوشحال میشه آخرشم میگه کاش منم برنده شم و خداحافظی....

همین که تلفنو قطع میکنم دوباره همون صدای آشنا میگه با کامیار کار داره و میخواد اطلاع بده که ایشونم توی مسابقه عکاسی برنده شده..... یادم میاد که سی دی عکسارو من فرستادم و روی هر دو تاشون شماره تلفن خودمو نوشتم، دوباره کامیار:" سلام کامیار، میبینم که شما هم برای مراسم باغ موزه قصر دعوتید" و بهش میگم اگه رتبت از من بهتر بود رفتی اون بالا جایزتو تقدیم همسر عزیزت کن (:

یادمه روزهای اول به کامیار میگفتم همیشه دوست دارم وقتی میری روی سن من از اون پایین از ته دلم برات دست بزنم و محقق شد.

این لینک موسسه مطالعات منظر پایدار و مراسم اهدای جوایز و ما در کنار هم

http://manzarepaydar.org/article/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D8%A1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%B2-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%A8