الهی آن ده که آن به
ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

این روزها به سبب کار در محیطی با نهایت بی عدالتی که تا سرتو برگردونی میبینی همه چیت رفته هوا رفتارها و عکس العمل هایی رو تجربه میکنم که متاسف میشم برای خودمان که آدمی نام نهاده شده ایم و شدیم اشرف مخلوقات!!!! به کدامین حکم ما اشرف مخلوقاتیم؟ اینکه دانسته پا بر شانه همسایه مان گذاریم که قدمان کمی بلندتر شود و نمیدانیم که انسانیتمان به فرش رفته نه به عرش، یهو محکوم میشی به تخلف آنهم آخر از همه، یعنی خودت در مقام متهم از همه جا بیخبری و لباسی برایت دوخته اند که ناچاری به تن کنی و همه راست میگویند جز تو، اینها طنز نیستندکه مینویسم اینها واقعیات تلخ دنیای مزخرف امروزی است که اینطور تربیت میکنند که برای موفق و نور چشمی شدن باید بقیه را به لجن بکشی و .... و اما آنچه من نزد مادر و پدر آموخته ام زمین تا آسمان متفاوت است و خدا رو شکر که با این ادبیات بیگانه ام و به قول مادرم خیالت راحته که سرت که میاد رو بالش تنت نمیلرزه و ایمان داری که حقی رو ناحق نکردی ،از پدربزرگم که خدایش بیامرزد و اهل حق و دادگاه و ... بود آموخته بودم که جز به راستی نگویم اگرچه بر علیه خودت باشد و همیشه جای بخیه روی صورتشو نشونم میداد و میگفت این یه نشان که همیشه یادم میاره که من موظف بودم در دادگاه ثابت کنم که کودکی به دنیا آمده قبل از مرگ پدرش که میراث دار ثروت پدر باشد و در داگاه عدل الهی نیز سربلند شدم که اگر این خط کی بالاتر بود بیناییم برای همیشه از دست رفته بود....

خدایا عاقبت ما و فرزندان ما را که در دنیای پر هیاهوی امروز چشم به جهان میگشایند جز به خیر نفرما - آمین