عمران صلاحی

کمک کنین هلش بدیم ، چرخ ستاره پنجره 
رو آسمون شهری که ستاره برق خنجره 
گلدون سرد و خالی رو ، بذار کنار پنجره 
بلکه با دیدنش یه شب ، وا بشه چن تا حنجره 
به ما که خسته ایم بگه ، خونه باهار کدوم وره ؟

تو شهرمون آخ بمیرم ، چشم ستاره کور شده 
برگ درخت باغمون ، زباله ی سپور شده 
مسافر امیدمون ، رفته از اینجا دور شده 
کاش تو فضای چشممون ، پیدا بشه یهشاپره 
به ما که خسته ایم بگه ، خونه باهار کدوم وره ؟

کنار تنگ ماهیا ، گربه رو نازش می کنن
سنگ سیاه حقه رو ، مهر نمازش می کنن 
آخر خط که می رسیم ، خطو درازش می کنن 
آهای فلک که گردنت ، از همه مون بلن تره 
به ما که خسته ایم بگو ، خونه ی باهار کدوم وره ؟

 

(مرجع تصویر : http://hanna.aminus3.com/image/2011-07-14.html)
/ 3 نظر / 38 بازدید
نرگس

با سلام زیبا بود اگه لطف کنید ووبلاگ منو که با موضوع مباحثی تخصصی درباره ی سایتهای همسر یابی است با عنوان سایت همسریابی لینک کنید ومن هم شما رو لینک خواهم کرد در صورت تمایل با ایمیل در ارتباط خواهیم بود با تشکرات فراوان

عزیزمحمدی

سلام و وقت بخیر برای پست قبلی شما نظر گذاشته بودم ولی نمی دانم چرا اصلا داخل وبلاگ نبود و ... اما این پست ، چقدر شعر زیبا و به موقعه ای انتخاب کرده بودید ... برگ درخت باغمون ، زباله سپور شده ..... به ما که خسته ایم بگو ، خونه ی باهار کدوم وره ؟ تابستان سر سبز و پر امید رفته و تو این زمستان سرد و یخ زده گیر افتادیم و منتظر بهار زیبا و سر سبز هستیم و دنبالش می گردیم ... دست مریزاد بانو ...